قسمت نشد ببينمت، خدانگهداری کنم
فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم
گفتم اگه ببينمت، دل کندنم سخته برام
اگه يه وقت بگی نرو، رفتن پر از درد برام
گفتم صداتو نشنوم، نديده از پيشت برم
پشت سرم زاری نکن، چی کار کنم! مسافرم...
من، ميرم ولی باز تو بدون هميشه
يادِ تو از خاطرِ من فراموش نميشه
گُل من، خوب ميدونی بی تو تک و تنهام، عزيزم
اگه تو نباشی ميميرم...
باور نکن يه بی وفام، نامه ميزارم و ميرم،نه
قسمتِ زندگيم اينه، به کی بگم مسافرم!؟
سهمِ من از تو دوريِ تو لحظه های بی کسی
قشنگيِ قسمت ماست که ما به هم نميرسيم

وقت رفتن نميخوام ببينمت
ميدونم ببينمت کم ميارم
اگه يک لحظه فقط نگام کنی
دلمُ پشتِ سرم جا ميذارم
اگه خونسردِ نگام به دل نگير
دلِ تو يه روز ازم خسته ميشه
اگه اسممُ فقط صدا کنی
راهِ رفتن واسه من بسته ميشه
وقتِ رفتن نبايد گريه کنی
اينجوری دلم برات تنگ نميشه
ميدونم هر جای دنيا که باشم
تو دلم عشق تو کم رنگ نميشه...

وقتي ستاره مي شكفه تو دست سرخ پنجره
وقتي شب از حادثه بارون و بوسه مي گذره
وقتي سكوت سايه آينه به آينه مي شكنه
وقتي كه خورشيد مي ره و دنيا رو آتيش مي زنه
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
به ياد تو شبو پر از اندوه ماه مي كنم
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
وقتي سحر پر مي شه از ناز نگاه نسترن
وقتي تو جشن گم شدن پرستوها پر مي كشن
انگار دوباره لحظه ها آبي و رويايي مي شن
دوباره تو دل دل شب قصه شروع مي شه و من
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
به ياد تو شبو پر از اندوه ماه مي كنم
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
به من ترانه اي بده از صبح پرواز و نياز
از اشك و شبنم و نسيم دنياي تازه اي بساز
به من دوباره پل بزن معجزه ي رنگين كمون
كه من بدون تو به شب به سايه ها به آسمون
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
به ياد تو شبو پر از خورشيد و ماه مي كنم
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
به ياد تو شبو پر از خورشيد و ماه مي كنم
شونه به شونمی ولی ، چه دورِ راهِ من و تو! اين همه دريا فاصله س، بينِ نگاهِ منُ تو!
کنارمی اما دلت، اونورِ فانوسِ شبه! من با تو مهربونمُ، حرفِ تو نيشِ عقربه!
هزار تا شب گذشته از قصه ی پُر غصه ی ما! اين آخرين ضيافته! شهرزادِ بی قصه بيا!
عريزِ من! ببخش اگه تلخيِ واژه با منه! دردُ اگه فرياد بزنم ديوارِ صوتی ميشکنه!
بيا تا شامِ آخرُ کنارِ هم سحر کنيم! برای فهميدنِ هم، يه بار ديگه خطر کنيم!
من نمی خوام که مثلِ من، به آينه نگاه کني! من با تو باشم، اما تو بازم منُ صدا کني!
دلم می خوادکه حرفاي، من رُ بخونی از چشام! وقتی که آواز می خونم، دل بدی به بغص صِدام!
عريزِ من! ببخش اگه تلخيِ واژه با منه! دردُ اگه فرياد بزنم ديوارِ صوتی ميشکنه!
